
حضرت هارون علیه السلام، برادر بزرگ حضرت موسی، پیغمبر و وزیر و سخنگوی او در مصر است. مسئاله حضرت هارون علیه السلام بسیار مهم است. رفتار او، گفتار او و پاسخش به موسی کلیم الله در مورد فتنهی سامری (لعن الله علیه) اما آنچه این پیامبر گرامی را نزد ما عزیزتر و محترمتر میکند آن فرمایش آقا رسول الله است که امیر المؤمنین حیدر را میفرمود «ای علی تو هارون منی» پس شایستهتر است که با دقت بیشتری به شناخت این پیامبر خدا بپردازیم.
ارادتمند شما: دانشنامه دفاعی
هارون،
کلمهای است عربی به معنی «کوه نشین یا روشن شده». روحانیان و احبار
(بزرگان یهود) همه از خاندان او هستند. موسی پیغمبر، بعد از رسالتش از
خداوند خواست که برادرش (هارون) را وزیر او قرار دهد.
به
این علت که امر رسالت، سنگین است و او نیاز به پشتیبانی و حمایت دارد و هم
اینکه هارون فصیح است و می تواند در امر این رسالت و دعوت مردم، موفقیتی
حاصل کند و مؤید او باشد تا خدا را بسیار تسبیح کنند و ذکر گویند.
در روایت است که هارون مستقیما با وحی سروکار نداشته و کتابی برای او نازل نشده ولی در حقیقت پیغمبری بوده که از موسی پیغمبر تبعیت می کرد و در موقع غیبت حضرت موسی و رفتن او به کوه طور جانشین و وصی او بود.
هارون از زبان قرآن:
در
قرآن کریم هیچ مسئله ای که مخصوص به آن جناب باشد نیامده مگر همان جانشینی
او برای برادرش در آن چهل روزی که موسی پیامبر به “میقات” رفته بود.
اگرچه وقتی موسی برگشت، دید که قوم او
گوساله پرست شدند. از این رو خشمناک شد و سر برادرش هارون را به طرف خود
کشید. هارون گفت: مردم مرا ستم کردند و نزدیک بود که مرا بکشند. پس جلو
آنها مرا شرمنده و خجالت زده نکن و مرا با مردم ستمگر به یک چوب مران!
موسی هم گفت: خدایا مرا و برادرم را بیامرز و ما را در رحمت خود قرار بده که تو ارحم الراحمینی.
خداوند هارون را در قرآن در سوره صافات، در دادن کتاب و هدایت به سوی صراط مستقیم و تسلیم بودن او و منت هایش با موسی علیه السلام شریک می داند و قرآن او را از مرسلان، انبیا، محسنین، صالحین معرفی و با بقیه پیغمبرانی که صفات جمیل از احسان و صلاح و برگزیدگی و هدایت دارند، یکجا معرفی کرده است.
هارون در هور (ظاهرا همان منطقه کوه طور) درگذشت و بر قله شرقی این کوه به ارتفاع ۱۵۸۵ متر قبری به نام هارون است که زیارتگاه اعراب بدوی است.